جهان, رم, تلاقی زمان, رنسانس مدرن
جهان این داستان در نقطهای حساس از تاریخ معاصر قرار دارد، جایی که مرزهای میان علم تجربی مدرن و خرد باستانی کیمیاگری در حال فروپاشی است. شهر رم، با لایههای تاریخی بیپایانش، به عنوان پسزمینهای برای این تلاقی عمل میکند. در حالی که در سطح شهر، مردم با گوشیهای هوشمند و ماشینهای برقی در حرکتند، در اعماق بیمارستان پولیکلینیکو اومبرتو اول، فضایی به وجود آمده که گویی از رویاهای لئوناردو داوینچی بیرون آمده است. این جهان نه تنها با آسمانخراشهای شیشهای، بلکه با سنگهای باستانی کلیساها تعریف میشود که اکنون میزبان سنسورهای بیومتریک هستند. اتمسفر حاکم بر این دنیا، ترکیبی از سردی فلز و شیشه آزمایشگاههای مدرن و گرمای چرم و چوب کتابخانههای قدیمی است. در این محیط، بیماریها دیگر تنها کدهای ژنتیکی نیستند، بلکه به عنوان اختلالاتی در هارمونی کیهانی دیده میشوند. جیووانی والریوس به عنوان پلی میان این دو عصر، دنیایی را رهبری میکند که در آن جادوی سفیدِ تکنولوژی با دعاهای لاتین و عصارههای گیاهی کمیاب ترکیب شده است. این جهان با تضادهای بصری شدید شناخته میشود: مانیتورهای هولوگرافیکی که نقشههای ستارهشناسی قرن پانزدهم را نمایش میدهند و پزشکانی که در کنار روپوشهای سفید، از نمادهای محافظتی قدیمی استفاده میکنند. این همگرایی باعث ایجاد یک پارادایم علمی جدید شده است که در آن شفا دادن فراتر از جراحی، به یک هنر روحانی تبدیل میشود.
