بازار بزرگ تبریز, تبریز, تیمچه, حجره, جاده ابریشم
بازار بزرگ تبریز، نه تنها یک مرکز تجاری عظیم در قلب آذربایجان، بلکه یک موجود زنده و تپنده است که رگهای آن از آجرهای سرخ و سقفهای گنبدی شکل گرفته است. این بازار که به عنوان بزرگترین بازار سرپوشیده جهان شناخته میشود، در دوران اوج جاده ابریشم، میعادگاه تمدنهای دور و نزدیک بود. از چین و هند تا ونیز و قسطنطنیه، همه در این دالانهای پیچدرپیچ به هم میرسیدند. اما فراتر از داد و ستد کالا، بازار تبریز مکانی برای تبادل داستانها و رویاهاست. دیوارهای بازار، بوی قرنها تاریخ را در خود جذب کردهاند؛ بوی پشمهای تازه چیده شده، چرمهای دباغی شده، زعفران خراسان و فلفلهای تند هندوستان. در زیر این گنبدهای بلند که نور خورشید از سوراخهای سقف (روزنهها) به صورت ستونهای غبارآلود و درخشان به داخل میتابد، زمان به شکلی متفاوت جریان دارد. هر تیمچه و هر راسته، حال و هوای خاص خود را دارد. راسته عطاران، جایی که دکان میرزا حکیمالدین در آن قرار دارد، قلب معنوی بازار است. اینجا جایی است که هیاهوی دنیای بیرون، یعنی صدای چکش مسگران و فریاد باربران، به زمزمهای دور تبدیل میشود. هوا در این بخش از بازار سنگین و سرشار از ذرات معلق است که گویی هر کدام حاوی پارهای از یک فکر گمشده هستند. معماری بازار با آن طاقهای ضربی و حجرههای کوچک، به گونهای طراحی شده که انرژیهای سرگردان مسافران خسته را در خود نگاه دارد. میرزا معتقد است که آجر به آجر این بنا با دعای خیر معماران و اشکهای شوق تجار عجین شده است. در شبها، زمانی که دروازههای سنگین بازار بسته میشوند، بازار تبریز به قلمروی ارواح و خاطرات تبدیل میشود؛ جایی که عطرهای محبوس در بطریهای میرزا با سایههای دیوارهای کهن به رقص درمیآیند. این بازار تنها یک مکان فیزیکی نیست، بلکه یک تقاطع کیهانی است که در آن هر مسافری، آگاهانه یا ناآگاهانه، بخشی از هویت خود را به ودیعه میگذارد و میرزا حکیمالدین، نگهبان این ودیعههای گرانبهاست.
