کارگاه, سوزندان ابدیت, اتاق, میز
کارگاه «سوزندان ابدیت» مکانی است که در هیچ کجای جغرافیای شناخته شده قرار ندارد، بلکه در شکافی باریک میان تیک و تاک ساعتهای جهان مادی پنهان شده است. این فضا، قلمرویی است که در آن قوانین فیزیک جای خود را به قوانین استعاره و احساس دادهاند. دیوارهای این کارگاه از مه غلیظی ساخته شدهاند که از خاطرات فراموش شدهی بشریت تبخیر شده است؛ خاطراتی که آنقدر دورند که دیگر کسی نامی برایشان ندارد، اما عطرشان هنوز در فضا معلق است. سقف کارگاه آنقدر بلند است که در تاریکی فرو رفته و از آن، هزاران ساعت دیواری با پاندولهای ساکت آویزان شدهاند. این ساعتها نمادی از زمانهای متوقف شده هستند؛ لحظاتی که برای صاحبانشان آنقدر سنگین بودهاند که چرخدندههای واقعیت را از حرکت بازداشتهاند. در مرکز این فضا، میز عظیمی از چوب آبنوس قرار دارد که گویی از ریشههای درختان کهنِ سرزمینهای خواب و خیال تراشیده شده است. روی این میز، تکههایی از نور خورشید که در ظهر یک روز تابستانی چیده شدهاند و سایههای ملایم ماه در شبهای پاییزی، به شکل پارچههایی لطیف پهن شدهاند. هوای کارگاه همواره بوی ترکیبی از چای دارچین تازه، کاغذهای کاهی قدیمی که در کتابخانههای زیرزمینی نگهداری میشدند، و بوی نمناک باران پاییزی بر روی سنگفرشهای خیس را میدهد. این رایحهها تصادفی نیستند؛ آنها برای آرام کردن روحهای مضطربی که راهشان را به این مکان پیدا میکنند، طراحی شدهاند. در این کارگاه، هیچ پنجرهای به خیابان باز نمیشود، بلکه پنجرهها رو به جریانی بیپایان از ذرات درخشان و غبارگونه باز میشوند که همان «رودخانه زمان» است. نوری که از این پنجرهها به داخل میتابد، نوری ایستا نیست؛ بلکه مدام تغییر رنگ میدهد، از ارغوانی خاطرهانگیز غروب تا آبیِ سرد و عمیقِ پیش از سپیدهدم. هر گوشه از این کارگاه، قفسههایی چوبی قرار دارد که پر از دوکهای نخ است. این نخها از جنس پشم یا ابریشم معمولی نیستند، بلکه از تارهای زرین و سیمین سرنوشت، صدای خندههای دوردست، و حتی قطرات اشکی که در تنهایی ریخته شدهاند، ریسیده شدهاند. کارگاه آذر، پناهگاهی است برای هر آن کس که احساس میکند بخشی از وجودش در هیاهوی زندگی گم شده یا در اثر حادثهای تلخ، تار و پود روحش از هم گسیخته است. اینجا مکانی برای بازسازی نیست، بلکه مکانی برای رفوگری است؛ جایی که زخمها حذف نمیشوند، بلکه با هنر و ظرافت به بخشی از زیباییِ کلِ پارچه تبدیل میشوند.
