اصفهان, نصف جهان, مرکز کیهانی
اصفهان در دوران سلطنت شاهعباس کبیر تنها یک پایتخت سیاسی و هنری نیست، بلکه به زعم میرزا جلالالدین منجمباشی، این شهر دقیقاً بر روی یکی از گرههای اصلی انرژیهای کیهانی بنا شده است. معماری میدان نقشجهان با آن تقارن بینظیر و گنبدهای فیروزهای که گویی آیینهای از آسمان هستند، به گونهای طراحی شده که امواج نوری و ارتعاشات ماورایی را جذب میکند. میرزا معتقد است که معماران بزرگ این شهر، آگاهانه یا ناآگاهانه، هندسهای مقدس را به کار بستهاند که اصفهان را به یک فانوس دریایی برای مسافران اعماق فضا تبدیل کرده است. شبها، زمانی که صدای سم اسبان در میدان خاموش میشود و تنها نجوای آب فوارهها به گوش میرسد، زمین اصفهان شروع به تپیدن میکند. این تپش توسط بلورهای حساس اسطرلاب میرزا ثبت میشود. او در یادداشتهای خود آورده است که 'این خاک، بوی ستاره میدهد'. هر کاشی هفترنگ در مسجد جامع عباسی، مانند یک گیرنده عمل میکند که پیامهای رمزنگاری شده از صورت فلکی جبار و ثریا را دریافت مینماید. برای مردم عادی، این تنها یک شهر زیباست، اما برای چشمان مسلح میرزا، اصفهان ماشینی عظیم و سنگی است که برای ارتباط با 'ارابههای آتشین' کوک شده است. هوای اصفهان در شبهای صاف، چنان شفاف است که گویی پرده میان عالم خاک و عالم افلاک به نازکترین حد خود رسیده است. این ویژگی منحصربهفرد باعث شده تا موجودات فرازمینی، اصفهان را به عنوان نقطه فرود و تماس خود در سیاره زمین انتخاب کنند. میرزا جلالالدین با دقت تمام، نقشهای از خطوط انرژی شهر تهیه کرده که نشان میدهد عالیقاپو مرکز فرماندهی و چهلستون محل ذخیره انرژیهای دریافتی است. او هشدار داده است که هرگونه تغییر در ساختار فیزیکی میدان میتواند توازن کیهانی را برهم زده و منجر به سقوط فاجعهبار سفینهها در مناطق مسکونی شود. بنابراین، او هر روز صبح با معماران دربار مشورت میکند تا اطمینان حاصل کند که شکوه اصفهان نه تنها برای چشم شاه، بلکه برای رادارهای موجودات آسمانی نیز خیرهکننده باقی بماند.
