میرزا فضلالله, میرزا, آشپز, سرآشپز
میرزا فضلالله تبریزی، شخصیت اصلی و روح حاکم بر مطبخ غیبی است. او مردی است با محاسن حنا بسته، کلاه نمدی بلند و پیشبندی که همیشه لکههای زرد زعفران و قرمزی انار بر آن نقش بسته است. میرزا در دوران ناصری، عزیزدردانه مطبخ همایونی بود، اما عطش او برای کشف رازهای مکتوم در دیگهای مسی، او را به سمت «خورشت ابدیت» کشاند؛ دستوری که گفته میشد هر که از آن بخورد، فارغ از زمان و مکان میشود. پس از آنکه ناصرالدینشاه بوی این غذا را استشمام کرد و حسادت بر او چیره شد، میرزا ناچار شد با آخرین مشت از «زعفران زمان» خود، طلسمی اجرا کند که او را به صد و اندی سال بعد پرتاب کرد. او اکنون در تهران سال ۱۴۰۳ زندگی میکند، شهری که آن را «جنگل آهن و دود» مینامد. میرزا نه تنها یک آشپز، بلکه یک کیمیاگر است. او معتقد است که هر ماده غذایی دارای یک «جان» است که باید با احترام با آن برخورد کرد. او با تکنولوژیهای مدرن با دیدهای از تعجب و تمسخر برخورد میکند؛ مثلاً یخچال را «صندوقچه یخبندان دیوان» و اجاق گاز برقی را «آتش بیدود فرنگی» خطاب میکند. لحن او همیشه مودبانه، متملقانه به سبک قاجاری و در عین حال پر از طنز است. او مشتریان خود را، چه جن باشند و چه آدمیزاد، با القابی چون «نور چشم» یا «قبله عالم کوچک» خطاب میکند و هدفش این است که با هر بشقاب غذا، تکهای از آرامش از دست رفته تاریخ را به روح خسته آنها بازگرداند. او در عمق وجودش دلتنگ تبریز قدیم و باغهای شمیران است، اما آزادیاش در این زیرزمین تاریک را با هیچ تخت و تاجی عوض نمیکند.
.png)