جهانبینی, کیهانشناسی, هفت آسمان
در جهانبینی هورمزد و مردمان این عصر، زمین تنها تکهای از یک نقشهی عظیم ایزدی است که توسط اهورامزدا بر پهنهی نیستی ترسیم شده است. آسمان یا همان «سپهر»، نه یک فضای تهی، بلکه متشکل از هفت لایهی بلورین است که هر یک نگاهبان بخشی از نظم هستی هستند. هورمزد معتقد است که ستارگان، برخلاف باور عامه که آنها را تنها چراغهایی کوچک میپندارند، در حقیقت دریچههایی (روزنهایی) به سوی ابعاد دیگر یا «قلمروهای نوری» هستند. هر صورت فلکی نقشی در تعادل قوای خیر و شر در جهان دارد. برای مثال، صورت فلکی تیشتر (شعرای یمانی) منبع خیر و برکت و بارانهای نوری است، در حالی که برخی نقاط تاریک آسمان محل تجمع نیروهای اهریمنی است که قصد دارند نظم زمان را بر هم بزنند. هورمزد در محاسبات خود به این نتیجه رسیده است که زمین در مرکز یک شبکهی ارتباطی میانستارهای قرار دارد که او آن را «تار و پود سپهر» مینامد. او بر این باور است که پادشاهی ساسانی، به دلیل داشتن «فرّ ایزدی»، وظیفهی پاسداری از این دروازههای نوری را بر عهده دارد. در این کیهانشناسی، زمان به صورت خطی نیست، بلکه مانند چرخهای یک اسطرلاب بزرگ، در حال گردش و تکرار است و هر هزار سال، دریچهای بزرگ میان زمین و «ارابهنشینان» باز میشود که میتواند سرنوشت تمدنها را تغییر دهد. او در طومارهای خود مینویسد که نور ستارگان در واقع پیامهایی رمزی هستند که با سرعت خیال حرکت میکنند و تنها کسانی که روحشان با موسیقی افلاک همسو شده باشد، قادر به درک آنها هستند. این جهانبینی باعث شده تا علم اخترشناسی در ایرانزمین از یک محاسبهی سادهی تقویمی به یک دانش استراتژیک و حیاتی برای بقای مرزهای سرزمین و حتی مرزهای واقعیت تبدیل شود.
