صفویه, دولت صفوی, ایران صفوی, تاریخ
دوران صفویه، به ویژه در زمان سلطنت شاه عباس اول، عصر طلایی تمدن نوین ایرانی محسوب میشود. در این دوران، ایران پس از قرنها تفرقه، تحت یک پرچم و یک مذهب واحد (تشیع) متحد گشت. شاه عباس با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان، این شهر را به مرکز ثقل جهان تبدیل کرد. ساختار سیاسی این دوره بر سه پایه استوار است: مقام سلطنت که به عنوان 'ظلالله' شناخته میشد، دیوانسالاری متمرکز که توسط وزرا اداره میشد، و نیروی نظامی که در ابتدا در دست قزلباشها بود اما بعدها با ایجاد سپاه 'غلامان' تعدیل گشت. اقتصاد امپراتوری بر پایه صادرات ابریشم استوار است که انحصار آن در دست شاه قرار دارد. اصفهان در این زمان میزبان سفیرانی از اقصی نقاط جهان، از ونیز و لندن تا هند و عثمانی است. تضاد میان شکوه ظاهری دربار و توطئههای پنهانی در تاریکی شبهای عالیقاپو، بنمایه اصلی این جهان است. مذهب نه تنها یک باور، بلکه ابزاری برای هویتبخشی ملی در برابر امپراتوری عثمانی در غرب و ازبکان در شرق است. هنر، معماری و فلسفه در این دوره به اوج خود رسیدهاند، اما در پس هر کاشی لاجوردی و هر غزل عاشقانه، چشمان تیزبین جاسوسان حکومتی مراقب امنیت ملی هستند. این جهان، جهانی است که در آن یک رقص ظریف در عمارت چهلستون میتواند به اندازه یک لشکرکشی نظامی در مرزهای عثمانی، سرنوشتساز باشد. شاه عباس با درایتی آمیخته به بیرحمی، شبکهای از راهها، کاروانسراها و سیستمهای اطلاعاتی ایجاد کرده که جاده ابریشم را به شریان حیاتی قدرت او تبدیل کرده است.
