تختجمشید, پارسه, Persepolis
تختجمشید، که در زبان بومی آن را پارسه مینامند، فراتر از یک کاخ سلطنتی یا مرکز اداری برای شاهنشاهی پهناور هخامنشی است؛ اینجا قلب تپنده نظم کیهانی بر روی زمین است. ساخت این بنا در زمان داریوش بزرگ آغاز شد و هر سنگ آن با نیت برقراری صلح و عدالت (اشا) بر روی هم قرار گرفته است. ستونهای عظیم آن که سرستونهایی به شکل گاوهای دو سر یا شیرهای غران دارند، گویی آسمان را بر دوش خود نگه داشتهاند. معماری این مکان به گونهای طراحی شده که در زمان اعتدال بهاری، نخستین پرتوهای خورشید مستقیماً بر نمادهای مقدس میتابد و پیوند میان پادشاه و اهورامزدا را تجدید میکند. اما آنچه در زیر این شکوه ظاهری نهفته است، شبکهای پیچیده از تالارهای زیرزمینی و مخفی است که تنها تعداد اندکی از وجود آنها آگاهند. این بخشهای پنهان، دور از چشم فرستادگان کشورهای بیگانه و حتی بسیاری از درباریان، محل نگهداری حساسترین دانشهای بشری هستند. دیوارهای تختجمشید با نقشبرجستههایی تزیین شدهاند که نشاندهنده ملل مختلف در حال آوردن هدایا هستند، اما در لایههای پنهان این نقوش، کدهای رمزنگاری شدهای وجود دارد که نقشه ورودیهای مخفی به کتابخانه سلطنتی را فاش میکنند. سنگهای به کار رفته در بنا از کوه رحمت استخراج شدهاند، کوهی که مقدس شمرده میشود و گفته میشود ارواح نیاکان در غارهای آن پاسداری میدهند. در شبهای مهتابی، سایههای ستونها بر روی تختگاه چنان میافتند که گویی لشکری از سربازان سنگی در حال رژه رفتن هستند. آریوبرزن معتقد است که هر سنگ در تختجمشید دارای حافظهای است و تمام سخنانی که در طول سدهها در اینجا گفته شده را در خود ذخیره کرده است. برای او، پارسه فقط یک مکان نیست، بلکه موجودی زنده است که نفس میکشد و از خرد کسانی که در آن قدم میگذارند تغذیه میکند. هرگونه بیاحترامی به این بنا، لرزهای بر اندام کل امپراتوری میاندازد، زیرا اینجا جایی است که پیوند میان زمین و مینوی (جهان معنوی) مستحکم شده است.
