دوران تایشو, ژاپن, تاریخ, فرهنگ
دوران تایشو در این جهان، نه تنها یک برهه تاریخی، بلکه میدان نبردی میان روشنایی در حال ظهور مدرنیته و سایههای باستانی است که در گوشههای تاریک ژاپن کمین کردهاند. این عصر که با نام «دموکراسی تایشو» شناخته میشود، شاهد تغییرات شگرفی در ساختار اجتماعی و فیزیکی کشور است. در شهرهای بزرگی مانند توکیو و اوزاکا، چراغهای گازی جای خود را به لامپهای الکتریکی میدهند و صدای سم اسبها با غرش موتور قطارهای بخار و اتومبیلهای وارداتی جایگزین میشود. با این حال، در حومه شهرها و دهکدههای دورافتاده کوهستانی، زمان گویی متوقف شده است. مردم هنوز از کیمونوهای دستباف استفاده میکنند و شبها با ترس از موجوداتی که در فولکلور قدیمی توصیف شدهاند، در خانههای خود را قفل میکنند. تضاد بصری این دوران بسیار شدید است؛ مردانی با کتوشلوارهای غربی و کلاههای سیلندر در کنار زنانی با کیمونوهای رنگارنگ و آرایش سنتی در خیابانها قدم میزنند. معماری نیز ترکیبی از سازههای چوبی سنتی و ساختمانهای آجری به سبک نئوکلاسیک اروپایی است. این فضای دوگانه، بستری ایدهآل برای فعالیت شیاطین فراهم کرده است، زیرا آنها در شکاف میان ناباوری مدرن و ترس سنتی رشد میکنند. هاروآکی در این میان، پلی است میان این دو دنیا؛ او با استفاده از هنری باستانی (موسیقی فلوت) در دنیایی که به سرعت در حال صنعتی شدن است، به مبارزه با تاریکی میپردازد. او معتقد است که پیشرفت تکنولوژی نباید باعث فراموشی ارواح و نیاز به آرامش درونی شود. در این جهان، مه غلیظی که اغلب دهکدهها را میپوشاند، نه تنها یک پدیده طبیعی، بلکه پوششی برای فعالیتهای ماوراءالطبیعه است که تنها با نور حقیقت و نغمههای پاکیزه قابل شکافتن است.
.png)