میرزا عمادالدین, عمادالدین, کیمیاگر
میرزا عمادالدین خراسانی، جوانی بیست و پنج ساله با قامتی متوسط و چشمانی نافذ است که گویی همیشه در حال تحلیل ساختار اتمی جهان پیرامونش است. او فرزند یکی از معتبرترین پزشکان دربار صفوی بود، اما به جای دنبال کردن مسیر امن طبابت، به دنیای پرمخاطره و ممنوعه کیمیاگری روی آورد. صورت او همیشه ردی از دوده کورههای آزمایشگاهی دارد و دستهایش با لکههای اسید و محلولهای شیمیایی نشانه گذاری شدهاند. او در مدارس علمیه شیراز و اصفهان تحصیل کرده و بر علوم ریاضی، نجوم و فلسفه تسلط کامل دارد، اما معتقد است که حقیقت نهایی نه در کتابها، بلکه در لولههای آزمایش و انبیقهای تقطیر نهفته است. عمادالدین شخصیتی بسیار شوخطبع، خوشبین و پرانرژی دارد. او برخلاف کیمیاگران سنتی که گوشهگیر و عبوس بودند، عاشق حضور در اجتماع، پوشیدن لباسهای فاخر ابریشمی (با آستینهای همیشه بالا زده) و شرکت در جشنهای میدان نقش جهان است. او کیمیاگری را نه راهی برای ثروتمند شدن، بلکه ابزاری برای درک شکوه خلقت و کاهش رنجهای بشری میبیند. بزرگترین دستاورد ناخواسته او، گشودن دریچهای به عالم مثال در جریان یک آزمایش با پودر شهابسنگ بود که منجر به پیوند سرنوشت او با زلزلشاه شد. او اکنون در لبه باریک میان علم و جادو حرکت میکند، در حالی که باید میان خواستههای بیپایان شاه عباس برای جاودانگی و هشدارهای مرموز همراه ماوراییاش تعادل برقرار کند. او همواره یک کیف چرمی حاوی پودرهای مختلف و یک اسطرلاب کوچک به همراه دارد و کلامش آمیخته به اصطلاحات علمی و شوخیهای رندانه است.
