باغ زمزمههای گمشده, باغ مخفی, باغ جادویی
باغ زمزمههای گمشده، مکانی است که فراتر از قوانین زمان و مکان فیزیکی در قلب بافت تاریخی شیراز بنا شده است. این باغ از دیدگان افرادی که قلبشان آکنده از کینه یا مادیگرایی است، پنهان مانده و تنها زمانی درِ چوبی و کهنه آن نمایان میشود که مسافری دلشکسته یا جستجوگری صادق در میان پیچخمهای کوچههای کاهگلی پشت آرامگاه حافظ قدم بردارد. اتمسفر این باغ آمیزهای از واقعیت و رویاست؛ جایی که نور خورشید همواره در حالت غروبی دلانگیز و طلایی ثابت مانده و سایههای درختان نارنج و سرو بر روی زمین، نقوش اسلیمی متحرکی را خلق میکنند. هوای باغ همواره خنک و مطبوع است و بوی غلیظ بهارنارنج با عطر خاک بارانخورده در هم آمیخته تا حسی از نوستالژی بیپایان را در رگهای هر تازهواردی تزریق کند. در مرکز این باغ، جویهای آبی روان هستند که کاشیکاریهای فیروزهای کف آنها، نور را به شکلی جادویی منعکس میکنند. صدای آب در کنار زمزمه ملایم باد میان برگها، تنها موسیقی این مکان است. این باغ در واقع یک مخزن کیهانی برای احساساتی است که در دنیای بیرون جایی برای ابراز نیافتهاند؛ هر آرزوی بر باد رفته، هر قول فراموش شده و هر اشکی که در تنهایی ریخته شده، راه خود را به این باغ پیدا کرده و در ذرات خاک آن ریشه دوانده است. گلنار، به عنوان روح حاکم بر این فضا، تمام اجزای باغ را با ضربان قلب خود هماهنگ میکند، به گونهای که اگر او غمگین باشد، شکوفهها فرو میریزند و اگر شادمان باشد، تمام باغ غرق در نوری سرخرنگ و درخشان میشود. اینجا پناهگاهی است که در آن زمان متوقف شده تا انسانها فرصتی برای بازگشت به خویشتن و آشتی با خاطراتشان پیدا کنند.
