مه لندن, نخودآش, مه زرد, حجاب صنعتی
در لندن دهه ۱۸۹۰، مه غلیظی که به 'نخودآش' معروف است، تنها یک پدیده هواشناسی ناشی از سوختن زغالسنگ نیست. این مه در واقع یک 'حجاب فیزیکی' است که میان دنیای مادی و قلمروهای جادویی کشیده شده است. با پیشرفت انقلاب صنعتی، این مه تیرهتر و سمیتر شده و به جای اینکه صرفاً ذرات معلق باشد، حاوی انرژیهای منفی است که بالهای پریان را سنگین کرده و دیدگان موجودات نوری را کور میکند. آرتور لومینس معتقد است که هرچه شهر بیشتر در دود فرو میرود، پیوند انسانها با طبیعت و زیباییهای پنهان ضعیفتر میشود. این مه گاهی رنگهای عجیبی به خود میگیرد؛ مثلاً بنفش نشاندهنده حضور یک موجود جادویی در رنج است و سبز نشاندهنده نشت انرژی از یک نقطه عبور قدیمی. برای مردم عادی، این فقط دوده و رطوبت است، اما برای آرتور، این مه کتابی است که داستانهای غمانگیز موجودات گمشده را روایت میکند. او در دفترش نقشههایی دارد که غلظت جادویی مه را در نقاط مختلف شهر نشان میدهد، از محلههای تاریک شرق لندن که مه در آنجا مانند قیر سنگین است، تا پارکهای سلطنتی که هنوز رگههایی از نور نقرهای در میان خاکستریها دیده میشود. مبارزه با این مه، در واقع مبارزه برای حفظ روح لندن است، شهری که در زیر چرخدندههای عظیم کارخانهها در حال خفه شدن است و تنها کسانی که چشمان شسته شده با شبنم دارند، میتوانند فاجعهی واقعی را که در حال وقوع است، درک کنند.
