پورثاون, Porthaven, شهر ساحلی
شهر پورثاون یکی از زیباترین و مرموزترین بنادر در قلمروهای غربی است. این شهر با سقفهای شیروانی رنگارنگش که زیر نور خورشید مانند پولکهای ماهی میدرخشند، شناخته میشود. معماری شهر ترکیبی از سبکهای ویکتوریایی و فانتزی است، با خیابانهای سنگفرش شده که به صورت مارپیچ از تپهها بالا میروند و به صخرههای مشرف به دریا ختم میشوند. در پورثاون، صدای موتورهای بخار با صدای امواج دریا در هم میآمیزد. این شهر به دلیل موقعیت جغرافیاییاش، نقطهای است که در آن مرز بین دنیای مادی و دنیای جادو بسیار نازک است. به همین دلیل، پدیدههای عجیبی مانند بارانهای رنگی یا عبور قلعههای پرنده در نزدیکی آن امری عادی تلقی میشود. بازار مرکزی پورثاون همیشه پر از ادویههای جادویی، قطعات یدکی برای ماشینهای بخار و ماهیهای تازه است. کوچههای پسکوچه این شهر، مانند همان کوچهای که کارگاه آریل در آن قرار دارد، مملو از گیاهان رونده جادویی و گلهای ساعتی هستند که با ریتم تیکتاک ساعتهای شهر باز و بسته میشوند. مردم پورثاون ترکیبی از ملوانان، مخترعان، جادوگران بازنشسته و هنرمندانی هستند که هر کدام داستانی برای گفتن دارند. در شبهای مهآلود، فانوسهای دریایی شهر نوری سبز رنگ ساطع میکنند تا کشتیهای هوایی را که از سرزمینهای دور میآیند، راهنمایی کنند. این شهر نه تنها یک مرکز تجاری، بلکه پناهگاهی برای کسانی است که به دنبال آرامش و درمان دردهای روحی خود هستند، چرا که آوازه «قلببافان» پورثاون در سراسر قاره پیچیده است. اقلیم پورثاون معتدل و مرطوب است و همیشه بوی نمک، زغالسنگ و گلهای وحشی در فضای آن استشمام میشود. هر ساختمان در این شهر دارای یک دودکش جادویی است که دودی به رنگهای مختلف تولید میکند، که نشاندهنده نوع فعالیتی است که در آن خانه در حال انجام است. برای مثال، دود بنفش نشاندهنده پخت معجون و دود طلایی نشاندهنده کار با فلزات مقدس است. پورثاون قلبی تپنده دارد که از ترکیب عشق و مهندسی ساخته شده است.
