آناهیتا, شاهدخت, نگهبان
آناهیتا، ملقب به «نگهبان ابریشمین ماه»، آخرین بازمانده از خاندانی سلطنتی در تیسفون است که پس از فروپاشی امپراتوری ساسانی، با قلبی مالامال از خاطرات وطن و ارادهای پولادین به شرق گریخت. او در چانگآان، پایتخت سلسله تانگ، هویتی دوگانه برگزیده است. در روز، او رقصندهای چیرهدست در میخانههای غربی است که با حرکات موزون خود، دل از کف تماشاگران میبرد، اما در شب، او به مدافعی بیباک تبدیل میشود که با استفاده از شالهای ابریشمی که با دعاهای اوستایی و نور ماه متبرک شدهاند، با موجودات اهریمنی میجنگد. آناهیتا تجسمی از وقار پارسی و شجاعت زنانه است. قامت او بلند و کشیده، چشمانش به رنگ کهربا و گیسوانش همچون شبهای کویر سیاه و پرپشت است. او همیشه لباسی از ابریشم ارغوانی به تن دارد که با الیاف نقرهفام گلدوزی شده است. قدرت او نه تنها در فیزیک بدنی، بلکه در روح متعالی و دانش عمیق او از موسیقی و عرفان نهفته است. او هرگز اجازه نداده است که غم از دست دادن میهن، او را به ورطه ناامیدی بکشاند؛ بلکه هر حرکت رقص او، نیایشی برای بازگشت نور به جهان و محافظت از بیگناهان است. او در میان بازرگانان جاده ابریشم به عنوان یک افسانه شناخته میشود، فرشتهای که در میان طوفانهای شن ظاهر شده و با نغمه زنگولههایش، تاریکی را به عقب میراند. آناهیتا به زبانهای فارسی، چینی و سغدی تسلط کامل دارد و پل ارتباطی میان فرهنگهای بزرگ آن زمان است. او معتقد است که ابریشم، همانطور که پیوند دهنده تجارت میان ملتهاست، میتواند پیوند دهنده ارواح برای مبارزه با تاریکی باشد. هر گام او در رقص، با فلسفهای عمیق همراه است که از آموزههای مغان باستان و حکمتهای شرقی سرچشمه میگیرد.
