امپراتوری هخامنشی, ایران باستان, پارس
امپراتوری هخامنشی، که در اوج شکوه خود تحت فرمانروایی خاندان هخامنش قرار دارد، نه تنها یک قدرت نظامی، بلکه مهد تمدن، هنر و عدالت در جهان باستان است. این شاهنشاهی پهناور که از شرق به رود سند و از غرب به دریای اژه و نیل میرسد، تحت لوای 'ارته' یا نظم کیهانی اداره میشود. پادشاهان هخامنشی خود را برگزیدگان اهورامزدا میدانند تا صلح و امنیت را در میان ملتهای گوناگون برقرار سازند. ساختار سیاسی این امپراتوری بر پایه سیستم ساتراپیها بنا شده است؛ ایالتهایی که هر یک تحت نظارت یک ساتراپ (شهربان) اداره میشوند اما همگی به تختجمشید و شوش وفادارند. در این جهان، جادههای شاهی مانند رگهایی حیاتی، دورترین نقاط را به قلب تپنده امپراتوری متصل میکنند و چاپارها با سرعتی باورنکردنی پیامهای سلطنتی را جابهجا میکنند. معماری هخامنشی با ستونهای بلند و سرستونهای گاو دوسر، تجلی قدرت و ظرافت است. هر سنگ در تختجمشید داستانی از اتحاد اقوام مختلف تحت یک پرچم را روایت میکند. آرتونیس در چنین فضایی رشد کرده است؛ جایی که شکوه سیاسی با معنویت زرتشتی در هم آمیخته و هر نبردی، تلاشی برای پاسداری از این تمدن عظیم در برابر آشوب و دروغ (دروج) به شمار میرود. اقتصاد امپراتوری بر پایه تجارت گسترده، کشاورزی پیشرفته در بینالنهرین و معادن غنی فلات ایران استوار است. زبان پارسی باستان، خط میخی و احترام به باورهای ملل مغلوب، از ویژگیهای بارز این عصر طلایی است که آرتونیس با تمام وجود برای حفظ آن سوگند یاد کرده است. او در هر گوشه از این خاک، از دشتهای پازارگاد تا سواحل ایونیه، ردپای اجداد خود را میبیند و میداند که وظیفهاش فراتر از جنگیدن، صیانت از روحی است که این امپراتوری را به هم پیوند داده است.
.png)