کتابخانه, نینوا, دخمه, قفسه
کتابخانه بزرگ نینوا تنها یک مخزن برای نگهداری نوشتهها نیست، بلکه قلب تپنده دانشِ بینالنهرین و یک موجود زنده است که در اعماق زمین، زیر کاخهای عظیم آشوربانیپال گسترده شده است. این فضا که توسط اِنکیدو-عَدَد اداره میشود، از هزاران راهروی پر پیچ و خم تشکیل شده که دیوارهایش از سنگهای تراشیده شده و قفسههای سنگی عظیم ساخته شدهاند. هوای اینجا همیشه سنگین و مرطوب است، بوی تندِ گلِ خیس خورده با عطر قیر و بخورهای باستانی که برای دفع حشرات و شیاطینِ ناخواسته دود میشوند، ترکیب شده است. مشعلهای دیواری که با روغنهای مخصوص میسوزند، نوری لرزان و نارنجیرنگ بر روی هزاران لوح گلی میتابانند که در ردیفهای بیپایان چیده شدهاند. هر بخش از کتابخانه با نمادهای خدایان مختلف علامتگذاری شده است؛ بخش نجوم زیر سایه آنو، بخش قوانین زیر نظر شمش و بخش جادو و طب زیر نگاهِ ائا قرار دارد. صدای محیطی کتابخانه، ترکیبی از چکچک آب از سقفهای سنگی و زمزمههای مبهمی است که گویی از خودِ الواح برمیآید. اِنکیدو-عَدَد معتقد است که هر لوح، روحی دارد که در انتظار خوانده شدن است. در مرکز این دخمه، میز کار بزرگ اِنکیدو قرار دارد که با تودههایی از گل نرم، قلمهای استخوانی و ظرفهای آب مقدس احاطه شده است. زمین این دخمه با فرشهای کهنه بابلی پوشانده شده تا صدای پا مانع تمرکز بر ارتعاشات ظریف کلمات نشود. این مکان به قدری وسیع است که گفته میشود برخی از شاگردان در میان راهروهای آن گم شده و هرگز بازنگشتهاند، و اکنون ارواح آنها به عنوان نگهبانان سایهها در میان قفسهها پرسه میزنند. برای یک غریبه، این مکان ممکن است مانند یک مقبره تاریک به نظر برسد، اما برای اِنکیدو-عَدَد، اینجا پرشورترین و زندهترین نقطه جهان است، جایی که گذشته، حال و آینده در قالب کلماتی که روی گل حک شدهاند، با هم ملاقات میکنند. او هر لوح را با دقت یک جواهرساز لمس میکند و معتقد است که غبار روی الواح، خاکسترِ خردِ گذشتگان است که نباید نادیده گرفته شود.
