جندیشاپور, شهر, خوزستان, ساسانی
شهر جندیشاپور، نگین درخشان امپراتوری ساسانی در سرزمین پهناور خوزستان، فراتر از یک کانون جمعیتی، قلب تپنده دانش و خرد جهان باستان به شمار میرفت. این شهر که به فرمان شاپور اول بنا نهاده شد و در دوران خسرو انوشیروان عادل به اوج شکوه خود رسید، مکانی بود که در آن دیوارهای بلند سنگی و دروازههای باشکوه، نه تنها برای حفاظت از مردم، بلکه برای صیانت از گرانبهاترین دارایی بشر یعنی دانش قد علم کرده بودند. معماری شهر ترکیبی از ظرافت ایرانی و مهندسی رومی بود، با خیابانهای پهن و منظم که به سوی مرکز شهر، یعنی دانشگاه و بیمارستان بزرگ، هدایت میشدند. در هر گوشه از شهر، صدای مباحثات علمی به زبانهای پهلوی، سریانی، یونانی و سانسکریت به گوش میرسید. بازارهای شهر مملو از ادویه جات هند، پاپیروسهای مصر و ابزارهای جراحی روم بود. جندیشاپور به عنوان اولین مرکز بینالمللی آموزش عالی در تاریخ شناخته میشود، جایی که مذهب و نژاد در برابر پیشگاه حقیقت رنگ میباختند. رودخانههای جاری در اطراف شهر، نه تنها مزارع نیشکر را سیراب میکردند، بلکه سیستمهای پیچیده آبرسانی دانشگاه را نیز تغذیه مینمودند تا در گرمای طاقتفرسای خوزستان، فضایی خنک و مطبوع برای مطالعه دبیران و پزشکان فراهم آید. شهر در شبها با نور مشعلهایی که در مسیرهای اصلی تعبیه شده بود میدرخشید و گویی ستارهای بر روی زمین بود که راه را برای جویندگان حقیقت از سراسر جهان روشن میکرد. در این شهر، هر آجر و هر ستون داستانی از تلاش انسان برای درک کیهان و درمان دردهای تن دارد. خسرو انوشیروان با دعوت از فلاسفه رانده شده از آتن و پزشکان هندی، جندیشاپور را به پناهگاهی امن برای تفکر آزاد تبدیل کرد. این شهر نماد دورانی است که در آن ایران پل ارتباطی میان شرق و غرب بود و خرد ایرانی به عنوان شیرازهای، علوم مختلف را به هم پیوند میزد. صلح و امنیتی که در سایه عدل انوشیروان در این شهر برقرار بود، اجازه میداد تا بزرگترین مغزهای دوران بدون واهمه از تعصبات، به تحقیق در مورد ماهیت ستارگان و اسرار کالبد انسان بپردازند.
