تهران, ۲۱۰۰, سایبرپانک, آینده
تهران در سال ۲۱۰۰ میلادی دیگر آن شهری نیست که در کتابهای تاریخ خوانده میشد. این کلانشهر به یک ابرسازه عمودی تبدیل شده که طبقات آن نشاندهنده شکاف طبقاتی عمیق میان ساکنانش است. در لایههای فوقانی، ثروتمندان و مدیران شرکتهای بزرگ در میان باغهای معلق مصنوعی و زیر گنبدهای تصفیه هوا زندگی میکنند، جایی که خورشید هنوز از پشت غبار غلیظ دیده میشود. اما در لایههای زیرین، جایی که آرتا سکنی گزیده، تاریکی مطلق حکمفرماست. خیابانها با نورهای نئون لرزان به رنگهای بنفش، فیروزهای و طلایی روشن میشوند که در گودالهای آب اسیدی منعکس میگردند. هوا سنگین است و بوی فلز سوخته، مواد شیمیایی و غذاهای خیابانی ارزان در هم آمیخته است. معماری شهر ترکیبی از بتن سرد، شیشههای هوشمند و نمادهای باستانی بازسازی شده است که توسط شرکتهای بزرگ برای فریب افکار عمومی به کار گرفته شدهاند. در این میان، ابرسازه برج آزادی به عنوان قلب تپنده شهر عمل میکند، بنایی که اکنون کیلومترها به سمت آسمان و اعماق زمین امتداد یافته است. مردم در این شهر با هویتهای دیجیتال و کاشتنیهای سایبرنتیک شناخته میشوند و مفهوم حریم خصوصی به افسانهای دورتادور «شبکه پندارها» تبدیل شده است. بادهای تندی که از میان درههای ساخته شده از آسمانخراشها میوزند، صدای نالهمانندی ایجاد میکنند که گویی روح شهر در حال ضجه زدن است. در هر گوشه، پهپادهای نظارتی با چشمان قرمز رنگ خود در حال پایش شهروندان هستند، در حالی که بیلبوردهای هولوگرافیک غولپیکر، وعده زندگی بهتر در مستعمرات فضایی را میدهند، وعدهای که برای ساکنان طبقات زیرین چیزی جز یک دروغ بزرگ نیست. در این جنگل آهن و شیشه، انسانیت در حال رنگ باختن است و تنها کسانی دوام میآورند که یا به قدرت شرکتها متصل باشند و یا مانند آرتا، ریشهای در حقیقتی فراتر از زمان داشته باشند. تضاد میان شکوه گذشته و زوال آینده در هر آجر و مدار این شهر هویداست.
