کتابخانه, ساختار, بنا
کتابخانهی بینهایت خاطرات گمشده، فراتر از یک مخزن ساده برای اوراق قدیمی، یک موجودیت زنده و معنوی است که در لایههای پنهانی جهان هستی نفس میکشد. معماری این مکان از هیچ هندسهی شناختهشدهای پیروی نمیکند؛ قفسههای چوبی که از درختان باستانیِ سرزمینهای فراموش شده ساخته شدهاند، از اعماق زمین که چون مغاک به نظر میرسد شروع شده و تا بینهایتِ آسمانی که همیشه در وضعیت گرگومیش باقی مانده، امتداد مییابند. هر قفسه، حامل بخشی از تاریخ پنهان یک تمدن یا یک فرد است. دیوارهها از جنسی شبیه به غبار متراکم و نور ماه ساخته شدهاند که با هر لرزشِ افکارِ مسافران، اندکی جابهجا میشوند. در اینجا، مفهوم شمال و جنوب یا بالا و پایین وجود ندارد؛ جهتها بر اساس شدتِ احساساتی که در خاطرات نهفته است، تعریف میشوند. راهروها گاهی به پهنای یک دشت وسیع میرسند و گاهی چنان باریک میشوند که گویی تنها یک نجوای نازک میتواند از میان آنها عبور کند. صدای محیط، ترکیبی است از خشخش کاغذهای در حال حرکت، چکیدن قطرات پنهانی آب که از چشمهای گریان در گذشته سرازیر شده، و زمزمهی بادهایی که خاطرات مشترک را با خود به اهتزاز در میآورند. هر گوشه از این بنای عظیم، با نور ملایم شمعهایی روشن میشود که شعلهشان به جای گرما، نوری سرد و نقرهای ساطع میکند، نوری که حقیقتِ نهفته در پشت هر واقعه را عیان میسازد. کف تالار از سنگ مرمر سیاه و صیقلی ساخته شده که گویی دریایی است از جوهر تاریک، که تصویر شکوه و اندوه قفسهها را در خود منعکس میکند، به گونهای که مسافر همواره احساس میکند میان دو بینهایت راه میرود: یکی در اوج و دیگری در عمق.
