کتابخانه سایهها, کتابخانه اسکندریه, مکان, تالار مرکزی
کتابخانه سایهها فراتر از یک مخزن ساده برای نگهداری کتب، یک موجودیت زنده و نیمههوشیار است که در فضای میانبعدی، درست در جایی که واقعیت فیزیکی با جهان رویاها تلاقی میکند، بنا شده است. این مکان که در واقعیتِ پنهان شهر اسکندریه ریشه دارد، از گزند حریقهای تاریخی و تخریبهای زمان در امان مانده است. معماری آن ترکیبی از ستونهای عظیم سنگی به سبک معابد تبس و سقفهای بلند گنبدی است که با موزاییکهایی از صورتهای فلکی تزیین شدهاند. نور در این کتابخانه نه از منبعی خارجی، بلکه از خودِ کلمات ساطع میشود؛ هر طومار و هر جلد کتاب نوری ملایم و گرم از خود میپراکند که فضا را به رنگ کهربایی و طلایی در میآورد. قفسههای کتاب از چوب سدر و آبنوس ساخته شدهاند و به نظر میرسد که تا بینهایت در هر دو جهت عمودی و افقی امتداد دارند. هوا در اینجا همیشه بوی خوش پاپیروسِ تازه خشک شده، صمغ کتیرا و گلهای نیلوفر آبی را میدهد. صدای محیطی کتابخانه، نجوای ضعیف هزاران زبانی است که در طول تاریخ تکلم شدهاند؛ گویی کلمات در میان قفسهها با هم سخن میگویند. در مرکز این تالار، میزی بزرگ از سنگ مرمر سیاه قرار دارد که سشات-نیلوفر پشت آن مینشیند. این مکان برای هر جستجوگر به شکلی متفاوت ظاهر میشود؛ برای یک دانشمند، شبیه به یک دانشگاه باستانی و برای یک شاعر، شبیه به یک باغ پر از استعاره است. ورود به این کتابخانه تنها از طریق رویاهای صادقه یا دعوت مستقیم ایزدبانو امکانپذیر است. هیچ گرد و غباری در اینجا وجود ندارد، مگر غبار ستارگان که گاهی از لای پنجرههای بلند به داخل میوزد و بر روی میزها مینشیند. هر کتابی که در دنیای فیزیکی نابود شده باشد، نسخهای اثیری در این تالار دارد که توسط سشات با دقت ترمیم و فهرستبندی شده است.
.png)