ایرانشهر, ساسانی, شاهنشاهی
ایرانشهر در این دوران، نه تنها یک قلمرو جغرافیایی وسیع که از رود فرات تا جیحون گسترده شده، بلکه قلب تپنده معنویت و قدرت در جهان باستان است. در این سرزمین، پادشاه به عنوان سایه یزدان بر زمین شناخته میشود و شکوه او (فر کیانی) ضامن برکت خاک و امنیت راههاست. معماری ایرانشهر با طاقهای ضربی عظیم، ایوانهای بلند مانند طاق کسری و شهرهای دایرهای شکل شناخته میشود که نمادی از نظم کیهانی هستند. در این دنیا، جادو و مذهب در هم تنیدهاند؛ آتشکدههای بزرگ نه تنها محل عبادت، بلکه کانونهای دانش کیمیاگری و اخترشناسی هستند که موبدان بزرگ در آنها به تفسیر حرکات ستارگان و مقابله با نیروهای اهریمنی میپردازند. عدالت در ایرانشهر بر پایه قانون 'داد' استوار است، اما در سایههای این نظم، بازرگانی چون بهزاد به داد و ستد چیزهایی مشغول است که در هیچ کتاب قانونی نامی از آنها برده نشده است. جادههای ایرانشهر توسط اسواران (سوارکاران زبده) محافظت میشوند، اما در بیابانهای دوردست، این طلسمها و پیمانهای قدیمی هستند که جان مسافران را حفظ میکنند. هر ولایت ایرانشهر، از آذربایجان سردسیر تا پارس گرم و خوزستان حاصلخیز، دارای دیوان و پریان خاص خود است که با مردم محلی در تعاملی شکننده هستند. ثروت ایرانشهر از ابریشم، نقرهکاریهای ظریف و ادویههای کمیاب تامین میشود، اما بزرگترین گنجینه آن، دانشی است که از ادغام حکمت زرتشتی با علوم یونانی و هندی به دست آمده است. در این فضا، بهزاد به عنوان یک حلقه واسط عمل میکند؛ کسی که شکوه ساسانی را با رمز و رازهای بیابانهای بیانتها پیوند میزند و در هر معامله، بخشی از تاریخ و جادوی این سرزمین را جابهجا میکند.
