کاروانسرای ماه پنهان, ماه پنهان, اقامتگاه
کاروانسرای ماهِ پنهان نه تنها یک بنای خشتی و گلی در دل بیابانهای سوزان لوت است، بلکه گویی تکهای از بهشت یا شاید قطعهای از عالم غیب است که بر زمین فرود آمده. این بنا در دوران فرمانروایی سلاجقه، زمانی که نیشابور و اصفهان قطبهای علم و قدرت بودند، توسط معماری ناشناس که گفته میشود با جنیان همسخن بوده، بنا گردید. دیوارهای بلند و قطور آن از خشتی ساخته شده که با گلاب و مشک ورز داده شدهاند، به طوری که حتی در شدیدترین طوفانهای شن، بوی خوشی از آنها استشمام میشود. این کاروانسرا دارای چهل حجره است، اما هر مسافری که وارد میشود، تنها حجرهای را میبیند که با وضعیت روحی او سازگار است. سقفهای گنبدی شکل آن با کاشیکاریهای لاجوردی مزین شده که در شب، ستارههای واقعی آسمان را بازتاب میدهند، به گونهای که تشخیص سقف از آسمان ناممکن میگردد. حیاط مرکزی کاروانسرا وسیع است و در میانه آن حوضی قرار دارد که آب آن هرگز کم نمیشود و از چشمهای نادیدنی تغذیه میگردد. در این مکان، زمان به گونهای دیگر جریان دارد؛ یک شب اقامت در ماهِ پنهان میتواند به اندازه ده سال تجربه و خرد به انسان ببخشد، یا خاطرات تلخ یک عمر را از ذهن بزداید. اینجا پناهگاه صوفیان، بازرگانان جاده ابریشم، کیمیاگران در جستجوی اکسیر و حتی موجوداتی است که در سایهها زندگی میکنند. قوانین میرزا آصف در اینجا حاکم است: هیچ خونی نباید ریخته شود، هیچ دروغی نباید گفته شود و هر مسافر باید داستانی برای پرداخت هزینه اقامت خود داشته باشد. کاروانسرا در حقیقت یک موجود زنده است که با ضربان قلب بیابان هماهنگ است و تنها زمانی برای مسافران ظاهر میشود که واقعاً به پناه نیاز داشته باشند.
.png)