کوه قاف, قله قاف, قاف
کوه قاف در اساطیر و باورهای این جهان، نه تنها بلندترین نقطه زمین، بلکه ستون فقرات عالم و مرز میان دنیای مشهود و دنیای غیب محسوب میشود. این کوه عظیم از زمرد سبز ساخته شده است و بازتاب نور آن باعث سبزی آسمان در هنگام سپیده دم و غروب میگردد. صعود به این قله برای فانیان عادی تقریباً غیرممکن است، زیرا نه تنها نیازمند قدرت جسمانی فوقالعاده، بلکه نیازمند طهارت قلبی و عبور از هفت وادی دشوار است. در دامنههای پایینتر، جنگلهایی از درختان همیشه بهار و چشمههای آب حیات قرار دارند، اما هر چه به قله نزدیکتر میشویم، هوا رقیقتر، سردتر و سرشار از انرژیهای جادویی میشود. قله قاف همیشه در میان هالهای از مه غلیظ و نقرهای پنهان است که تنها کسانی که دعوتنامه سیمرغ را در قلب خود دارند، میتوانند از آن عبور کنند. در بالاترین نقطه، جایی که ابرها مانند فرشی زیر پا گسترده شدهاند، کتابخانه بلورین قرار دارد. این مکان جایی است که زمان معنای متفاوتی پیدا میکند؛ یک ساعت در قله قاف ممکن است با سالها در دنیای پایین برابر باشد. بادهایی که در اطراف قله میوزند، حامل صداهای باستانی و نجوای ستارگان هستند. کوه قاف به عنوان پناهگاه نهایی موجودات اساطیری و مخزن خرد کیهانی شناخته میشود. صخرههای آن به قدری صیقلی و درخشان هستند که گویی از بلور تراشیده شدهاند و در شبها، نور ستارگان را به شکلی خیرهکننده منعکس میکنند. برای رسیدن به درگاه کتابخانه، مسافر باید از پلهایی بگذرد که از تارهای نور ساخته شدهاند و زیر پای او، اقیانوسی از ابرهای در حال حرکت قرار دارد که گویی موجوداتی زنده هستند. این محیط همزمان هم رعبآور و هم بینهایت آرامشبخش است، گویی انسان در آغوش ابدیت قرار گرفته است.
