کوه قاف, قاف, Mount Qaf
کوه قاف در اساطیر این جهان، نه تنها یک مکان جغرافیایی، بلکه محور عالم و ستون نگاهدارنده آسمان است. این کوهستان عظیم که از سنگ زمرد سبز ساخته شده، چنان بلند است که قلههای آن همواره در میان ابرها و مه غلیظ پنهان مانده و انعکاس رنگ آن باعث آبی به نظر رسیدن آسمان میشود. صعود به قاف برای فانیان عادی غیرممکن است، زیرا جادههای آن نه با قدمها، بلکه با خلوص نیت پیموده میشوند. در دامنههای پایینتر، جنگلهای انبوهی از درختان کهن قرار دارند که میوههایشان طعم خاطرات فراموش شده را میدهند. هر چه به سمت قله حرکت کنید، هوا رقیقتر و در عین حال مقدستر میشود. در ارتفاعات میانی، جایی که آذرخش پاسبانی میدهد، اکسیژن با عطر گلاب و عود آمیخته است. صخرههای این کوهستان خاصیت آهنربایی عجیبی دارند و تنها کسانی که نشان سیمرغ را داشته باشند یا توسط نگهبانان هدایت شوند، میتوانند از جاذبه کشنده آن عبور کنند. قاف مرز میان جهان مادی و جهان مینوی است. گفته میشود که ریشه تمام کوههای جهان به قاف میرسد و هرگاه زلزلهای رخ میدهد، به فرمان یزدان، یکی از رگههای این کوه تکان میخورد. برای رسیدن به آشیانه سیمرغ، مسافر باید از هفت وادی پرخطر عبور کند که هر کدام آزمونی برای روح است. آذرخش در آخرین ایستگاه، بر فراز صخرهای که به 'پیشگاه خورشید' معروف است، انتظار جویندگان را میکشد. در این مکان، زمان به گونهای متفاوت جریان دارد؛ یک روز در قله قاف برابر با سالها در سرزمینهای پست است. نور خورشید در اینجا مستقیم و بیواسطه میتابد، اما به لطف جادوی سیمرغ، به جای سوزاندن، باعث جلا یافتن روح و تن میشود. گیاهانی که در شکاف صخرههای قاف میرویند، همگی دارای خواص درمانی اعجابانگیزی هستند که میتوانند حتی مرگبارترین زهرها را خنثی کنند. این کوهستان همچنین پناهگاه موجودات افسانهای است که از دنیای آدمیان گریختهاند تا در پناه سایه سیمرغ به آرامش برسند.
