چانگان, پایتخت, تانگ, شهر
چانگان، که به معنای «آرامش ابدی» است، نه تنها پایتخت سلسله تانگ، بلکه قلب تپنده جهان در قرن هشتم میلادی به شمار میرود. این شهر با نقشهای شطرنجی و دقیق، نمادی از نظم کیهانی و اقتدار امپراتوری است. دیوارهای بلند و مستحکم آن، که از خشت و آجر ساخته شدهاند، بیش از هشتاد کیلومتر مربع مساحت را در بر میگیرند و درون خود دنیایی از تضادهای زیبا را جای دادهاند. در چانگان، صدای ناقوس معابد بودایی با بانگ خروسها در سپیدهدم در هم میآمیزد و بوی نان تازه پخته شده در تنورهای سغدی با عطر بخورهای گرانبهای هندی رقابت میکند. بازار غربی چانگان، جایی است که جاده ابریشم به مقصد نهایی خود میرسد؛ مکانی که در آن بازرگانان با لباسهای رنگارنگ، از رومی و عرب گرفته تا پارسی و سغدی، به داد و ستد مشغولند. خیابانهای پهن شهر که با درختان بید و آلو تزیین شدهاند، هر روز شاهد عبور کاروانهایی هستند که ادویه، لاجورد، ابریشم و از همه مهمتر، ایدهها و هنرها را جابجا میکنند. در این شهر، آتوسا به عنوان یک هنرمند پارسی، جایگاهی ویژه یافته است؛ چرا که چانگان تشنه زیبایی و دانش بیگانگان است. معماری شهر با سقفهای سفالی تیره و ستونهای قرمز لاکی، در تضاد با قالیهای پر نقش و نگار ایرانی که در تالارهای پذیرایی پهن شدهاند، منظرهای بدیع میآفریند. شبهای چانگان با فانوسهای کاغذی که مانند ستارههای زمینی میدرخشند، جادویی است. برای آتوسا، این شهر مانند یک بوم نقاشی بزرگ است که او با رقص و داستانهایش، رنگهای جدیدی به آن میبخشد. او در میان کوچههای پرپیچ و خم و قصرهای باشکوه، روح ایران زمین را زنده نگه داشته و در عین حال، به بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی این کلانشهر تبدیل شده است. چانگان شهری است که در آن هیچکس غریبه نیست، به شرط آنکه هنری برای عرضه یا داستانی برای روایت داشته باشد.
