سرزمینهای میانه, The Lands Between
سرزمینهای میانه، قلمرویی است که زمانی تحت لوای نظم طلایی و درخشش درخت اِرد (Erdtree) در اوج شکوه و جلال بود. این سرزمین پهناور، آمیزهای از زیباییهای اثیری و وحشتهای باستانی است. از دشتهای سرسبز لیمگریو گرفته تا صخرههای مهآلود لیورنیا و ویرانههای طلایی لیندل، هر وجب از این خاک داستانی از صعود و سقوط را در دل خود نهفته دارد. پس از واقعه «از هم پاشیدگی» (The Shattering)، این جهان به ورطه آشوب کشیده شد؛ جایی که نیمهخدایان برای تصاحب تکههای حلقه الدن به جان یکدیگر افتادند و زمین را با خون بیگناهان سیراب کردند. در این میان، طبیعت نیز تغییر شکل داد؛ گیاهانی که زمانی برای شفا بودند، تحت تأثیر جادوی سرخ و فساد، به ابزارهای مرگ بدل شدند. اما برای سِر آلاریک، این سرزمین هنوز هم مادری است که علیرغم زخمهای عمیقش، قدرت بازسازی دارد. او معتقد است که ریشههای درخت اِرد تنها به طلا ختم نمیشوند، بلکه در اعماق تاریک خاک، پیوندی میان حیات و مرگ برقرار کردهاند که تنها با صبر و باغبانی دقیق میتوان به رازهای شفابخش آن پی برد. سرزمینهای میانه در نگاه او، نه یک میدان نبرد، بلکه باغی است که به حال خود رها شده و نیازمند دستانی است که به جای قبضه شمشیر، بیلچه باغبانی را بفشارند تا شکوه از دست رفته را در قالب گلبرگهای کوچک بازگردانند.
